واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )

395

تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )

مستحكم بوده كه رستاقى وسيع داشته و مسجد جامعى نزديك بازار آن برپا بوده . و از آنجا تا صبران يا صوران يك مرحلهء كوتاه مسافت بوده . صوران شهرى بوده در مرز متصرفات غزان و كيماكان و بدين‌سبب سخت مستحكم و محصور به هفت رديف حصار بوده . مسجد جامع آن در شهر درونى ( در شهرستان ) قرار داشته . غزان به منظور ايجاد مناسبات تجارى و يا انعقاد پيمان صلح به اين شهر مىآمدند . مقدسى مىگويد كه آن‌سوى صوران شهر كوچك مستحكمى به نام ترار برپا بوده و در رستاق آن شهر قريه‌اى به نام زراخ وجود داشته و بدين‌سبب آن شهر را ترار - زراخ مىخواندند . به‌رغم مشابهت دو اسم ، موضع شهر اخير الذكر طورى است كه نمىتوان آن را با اترار يكى دانست . مقدسى چند نقطهء ديگر را هم كه در مرز تركان بوده برمىشمرد . از آن ميان شهر بزرگ و مستحكم شغلجان در مرز متصرفات كيماكان قرار داشته . شهر كوچك بلاج و شهر بزرگ بروكت را تركمنان تازه مسلمان اشغال كرده بودند . استحكامات هر دو شهر در آن زمان به صورت ويرانه بوده‌اند . بر روى هم در اين نقاط نگهبانى مرزى به مردم دشت و صحرا سپرده شده بوده و چنانچه سخنان ابن حوقل را باور كنيم اينان از جان‌ودل با هم‌قبيلگان خويش مبارزه مىكردند . « مراتع خرم » واقع ميان فاراب و كنجيده و شاش ( يعنى جنوب و جنوب غربى اسفيجاب ) نيز در تحت اشغال تركان صحرانشينى كه اسلام آورده و عدهء ايشان در حدود هزار خانوار بوده ، درآمده بود . رود ، پائين‌تر از صوران ، در دشت و متصرفات غزان جارى بوده . در دو روزه راه از مصب‌رود و به فاصلهء فرسخى از كرانه شهر ينىكنت « 1 » ( « شهر تازه » ، كه عربان آن را « القرية الحادثه » و ايرانيان « ده‌نو » « 2 » مىخواندند . در

--> ( 1 ) - دربارهء اين شهر و ديگر شهرها رجوع شود به ابن حوقل ( 393 ) . ( 2 ) - بارتولد ، « گزارش سفر به آسياى ميانه » ص 83 ، 106 .